×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

خاطرات سایت

خاطرات شهدا

امروز : یکشنبه, ۱۰ آبان , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Sunday, 1 November , 2026  .::.  خاطرات منتشر شده : 0 خاطره
ساعت مچی !۱۳۲
11 آگوست 2023

بعد از یک هفته رفت مرخصی زمانی که آمد یک بند پلاستیگی انداخته بود و بجای دست مزد یک شانه چوبی درست کردم که برای عیالش ببرد

خوش مزه ترین پرتقالی که خوردم / زندگی با طعم اسارت۱۳۴
11 آگوست 2023

قدر نعمتهای خدا رو آنجا بود که پی بردیم. بعداز نوش جان، پوست پرتقال رو جمع کردم و داخل یک پارچه کوچک گره زدم و هر روز کمی خیس میکردم بجای عطر همیشه داخل جیبم میزاشتم تا یک ماه بوی پرتقال برمشامم می‌خورد