×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

خاطرات سایت

خاطرات شهدا

امروز : دوشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۰  .::.   برابر با : Monday, 20 September , 2021  .::.  خاطرات منتشر شده : 0 خاطره

موضوع:۴ ماه تا شهادت   آقا مجید بچه محله یافت‌آباد تهران بود. از آن بچه‌های جنوب شهری که مشتی‌گری در مرامش بود.ذات پاک این جوان جنوب شهری با محبت اهل بیت درهم آمیخته بود. پدر و مادرش می‌گفتند که مجید شاید خالکوبی کرده و گفتار و منش لوتی‌وار داشت، اما هر جا می‌رفت و هر کاری می‌کرد، حرمت اهل بیت (ع) را نگه می‌داشت. مادر شهید می‌گفت: پسرم عاشق اهل‌بیت (ع) و امام حسین (ع) بود. محرم‌ها طور دیگری می‌شد و شور می‌گرفت. ماجرای ...

موضوع: ارادت به حضرت علی اکبر علیه السلام     سید تعریف می کرد و می گفت داشتیم به منطقه عملیاتی اعزام می شدیم در راه یک نوار نوحه سینه زنی گذاشته بودم این نوار را با مهدی زیاد گوش کرده بودم و کاملا برامون تکراری بود. برای همه معمول اینه که وقتی یک نواری تکراری می شه دیگه اون حس و حال و اشتیاق اولیه برای گریه کردن به وجود نمیاد خصوصا اینکه اون نوار مداحی "نوحه" باشه نه "روضه". شهید مهدی صابری فرمانده گروهان ویژه خط شکن ...

موضوع: اعتماد به جوانان   معتقد بود که باید به جوانان اعتماد کنیم و برای ایجاد جلب اعتماد آن‌ها نیز در حد توان کمک می‌کرد. وی در هر امری با من مشورت می‌کرد. روزی گفت یک جوانی نیاز به دریافت وام خانه دارد. اگر من راضی باشم سندخانه را به نام آن جوان بزنیم تا بتوانند از بانک وام دریافت کنند. در اکثر مواقع با تصمیمات حاج حمید موافق بودم. با این موضوع نیز مخالفت نکردم. بعدها که آن جوان وامش را دریافت کرد و صاحب خانه شد، سند را ...

خاطره ای از شهید صادق عدالت اکبری
۰۹ مهر ۱۳۹۹

همیشه به من می‌گفت: «خانم! دعا کن یک جوری شهید بشوم که حتی ذره‌ای از زمین را اشغال نکنم .» و من می‌گفتم: «نه من از خدا می‌خواهم که یک مزاری از تو برای من بماند.»

خاطرات شهدا – شهید محسن حججی
۳۱ شهریور ۱۳۹۹

دو نکته گفت، یکی اینکه من را پشت قضایا بگذارید که جلوی چشم نباشم و دوم هر چه کار سخت در این حسنیه هست را به من بگویید انجام دهم.