×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

خاطرات سایت

خاطرات شهدا

امروز : جمعه, ۴ اسفند , ۱۴۰۲  .::.   برابر با : Friday, 23 February , 2024  .::.  خاطرات منتشر شده : 0 خاطره
پا بر خاک میهن …
29 آگوست 2023

ناگهان ديدم پدرم از ميان جمعيت به سويم ميآيد. فراموش کردم ميخواهم چه بگويم. اصلاً يادم رفت براي چه آن بالا رفته بودم. پدرم خودش را به من رساند. نميخواستم در آغوش بگيرمش. نميخواستم دستش را ببوسم، براي همين بر خاک افتادم. ميخواستم خاک زير پايش را ببوسم. اما او خم شد و بلندم کرد و نگذاشت. دست و پايش را بوسيدم. يادم نيست چه گفتم و او چه گفت. دستهاي چروکيده اش به بوسه و اشک من آغشته شده بود. ديگر قادر به صحبت کردن نبودم. هر چه بود پدر بود. چشمهايم از او پر شده بود. او که اولين آموزگار من بود. آموزگار عشق به مولايم حسين(ع).

بازگشت پرستوها
29 آگوست 2023

بالأخره ما را هم صدا کردند. به هرکداممان یک جلد قرآن مجید دادذند. سوار اتوبوس شديم و از چند شهر عبور كرديم. شنيديم عده‌اي از اسرا را به شهرهاي زيارتي بردند، ولي ما را مستقيماً بردند كنار مرز.

خاطرات شهدا – شهید محمد جعفر بیننده
27 سپتامبر 2020

موضوع: وفای به عهد بعد از جنگ دوم كردستان ، كردها اطمینان نداشتند كه سپاه آنجا می ماند تا با سپاه همكاری كنند. بنابراین عده ای از پاسداران قرار گذاشتند كه خانواده هایشان را به آنجا ببرند تا كرد ها اطمینان پیدا نمایند . ایشان جزء اولین كسانی بودكه ما را برد . موقع رفتن […]

خاطره ای از شهيد مهـدى زين الدين
10 سپتامبر 2020

سربازها پی فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند. همان بنده ی خدا، عرق دستش را با شلوار پاک می کند، رسید را می گیرد و امضاء می کند....

شهید بابا محمد رستمی رهورد
07 آگوست 2020

  موضوع : شجاعت و شهامت   زمانی كه غائله گنبد شروع شد ما در خدمت شهید رستمی را گنبد شویم وقتی كه رسیدیم شهید رستمی چند ساعتی ما را نگه داشتند خودشان رفتند خیابانها و معابر را بررسی كردند و برگشتند. پس از بررسی وضعیت منافقین و خیابانها، بچه ها را تقسیم كردند كه […]

گالری دفاع مقدس
06 آگوست 2020

اولین و بزرگترین آلبوم تصاویر دفاع مقدس و شهدا در فضای مجازی گالری شفیق فکه، بزرگترین آلبوم تصاویر دفاع مقدس و شهدا می باشد که در حال حاضر بیش از یکصد و چهل هزار عکس در بیش از دو هزار و هشتصد عنوان و موضوع را در خود جای داده و چینش آن به صورتی […]

شهید بابا محمد رستمی رهورد
04 آگوست 2020

ساعت ۷/۵ -۸ شب بود كه با بابارستمی، تماس گرفتم و گفتم: به حرم بروید و برای من دعا كنید. گفت: شما كه نمردی. گفتم: نه، مگر بنا بوده بمیرم، فقط پایم یكی دو تا گلوله خورده است. گفت: همین؟ گفتم:‌ بله. خیلی متأثر و ناراحت شد و گفت: باشد ما امشب حرم می رویم و برای بچه ها، دعا می كنیم. شب ما به امام رضا علیه السلام متوسل شدیم.

شهید ماشاءالله نیک فرد
04 آگوست 2020

حدود ساعت 11 شب بود او جلو جلو می رفت و من از پی او، برادر نیک فرد به خانه های سمت راست كوچه و من به خانه های سمت چپ كوچه نامه و اعلامیه می انداختیم.