×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

خاطرات سایت

خاطرات شهدا

امروز : دوشنبه, ۱۱ آبان , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Monday, 2 November , 2026  .::.  خاطرات منتشر شده : 0 خاطره

توی استخبارات یا همون حسن غول بودیم ، ده نفر ده نفر می آوردند بیرون ( توی حیاط زیر بالکن ) همه کنار دیوار ، لخت مادر زاد ، یه تعدادی از جوونای بغداد هم که ظاهراً مست بودند ، کفش یا پوتین نفر اول رو به سمت صورت نفر دهم توی صف پرتاب میکردند، روح الله نوروزی پیرمردی بود اهل قطب آباد جهرم و لهجه محلی شیرینی داشت، یک حلقه ( انگشتر) مربوط به دوران ازدواجش ، چون میترسید ازش بگیرند ، توی زخم سرش که باندپیچی کرده بود دقیقا همون جایی که ...

صف اول می نشستند تا دیگران کتک نخورند! یادمه یه وقتایی که «قیس» برای آمار میومد، نامرد نفرات صف اول رو میزد و میشمرد. خیلی وقتها صف های دیگه پر میشد و صف اول نصف و نیمه بود. مسئول آسایشگاه میموند چکار کنه. بالاخره یه تعداد که کتک خورشون ملس بود، دل به دریا می زدن و میرفتن برای نرمش. یه روز صبح تو حسن غول یا همون استخبارات، همه ی ما رو آوردن بیرون و بدون دستشویی رفتن و صبحانه دادن، تو باغچه ی کوچکی که وسط محوطه بود جمع کردن و ...

زندان الرشید علیرضا بچه تربت حیدریه از ناحیه سر تیر اصابت کرده بود و هر دو چشمش نابینا شده بود . بعد از ده روز اصرار زیاد به نگهبانها منتقل شد به بیمارستان و همانجا شهید شد و ساعت مچی ایشان بدست من افتاد. تو ا‌ردوگاه ساعت کارایی زیادی داشت تحویل مسئول نظم و نوبت حمام و توالت به برادر مسلم گلستانی دادم که از بهترین دوستان فداکار و ایثارگر بود یک روز قفل بندساعت خراب شد تا اینکه علی ابلیس مسئول حانوت تحویل دادم هر وقت رفت مرخصی ...

شهید سیدرضا دستواره، فرمانده لشگری که به تنهایی یک لشگر بود۱۴۱
23 جولای 2023

در کدام ارتش دنیا فرمانده لشگر از همه نیروها جلوتر پیشروی می‌کند هنوز هیچ رزمنده ای آنجا نبود باز صبح فردا یکی از سایت های موشکی عراقی ها داشتند مقاومت می‌کردند خود رضا دستواره آمد یک دسته از گروهان را جدا کرد برای  پاکسازی سایت موشکی.

این قسمت، گزارش شکمی۱۴۲
17 جولای 2023

برگ خاطره و نقل قولی برای آقا مسعود زندی توسط رزمنده جانباز برادر حاج حسین عسگری اما بگم برا استاد گرانسنگ تاریخ شفاهی ! . . . در سده های قدیم و زمانی که ما در جبهه های غرب مشغول تفرج ،تفریح و کوهنوردی بودیم خب شرایط آب و هوایی اون مناطق بسیار عالی بود […]

شهید مهدی صادقی مدافع سلامت۱۴۳
02 ژوئن 2023

وی همیشه به همکاران میگفت که کار بیماران را من انجام می دهم و شما به بقیه امور رسیدگی کنید. این شهید بزرگوار در اوج سلامت معنوی قرار داشت و بسیار اخلاق مدار بود. وی شخصیت ویژه ای داشت که در این راه مزد خود را دریافت کرد و به شهادت رسید.

فصل دوم – سکوت شکسته خاطرات حاج محمود پاک نژاد-کربلای ۴ قسمت سی و پنجم۱۴۴
02 اکتبر 2021

نیروها توجیه بودند و می دانستند که ممکن است در همین فاصله، جسد شهید به دست نیروهای گشتی دشمن بیفتد. هرچه به ارتفاعات نزدیک تر می شدیم، باران تبدیل به برف و کولاک می‌شد. زمین و زمان، همه چیز دست به دست هم داده بودند و به یکباره شرایط تغییر کرده بود.  درد و ناله دو مجروح و ناامنی راه، که تنها مسیر بود و پیچیده شدن شرایط، باعث شده بود تا از ادامه مسیر ناامید شویم.

فصل دوم سکوت شکسته ، خاطرات حاج محمود پاک نژاد-کربلای ۴-قسمت سی و ششم۱۴۵
02 اکتبر 2021

فقط زمانی که قصد نماز خواندن داشتند، پوتین را از پای خود در می آوردند؛ در طول پنج مرحله ی عملیات استراحت نداشتند. منطقه عملیات لشکر ۱۷ وسیع بود و در روزهای اول امکان استفاده از هیچ نوع وسیله نقلیه ای وجود نداشت.

تذکره الشهداء۱۴۶
02 اکتبر 2021

مطمئن باشید که دین خدا و اسلام را خود خداوند به واسطه ی حجت خودش بر روی زمین محافظت می کند و حجت خدا بر روی زمین که امام زمان(عج) هستند به واسطه ی نائب آن حضرت که بلاشک مقام معظم رهبری هستند مدیریت می شود و وظیفه ی ما در این برهه از زمان که تمام کفر مقابل اسلام ایستاده اند تا آن را تضعیف و به خیال پوچ و بیهوده ی خود نابود کنند، سنگین است.

لشکر ۲۷ محمد رسول الله صلوات الله علیه۱۴۷
02 اکتبر 2021

وقتی دید من ول کن نیستم ، رفت سراغ اخوی بنده که بیاد وساطت کنه موهاش رو نزنه اما مقبول نشد.

خروش حسین اسکندرلو۱۴۸
02 اکتبر 2021

همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه آقای عزیز جعفری به شرح عملیات پیش رو رسید. وقتی مسیر های تهاجم و شیوه پشتیبانی را شرح می داد،《حسین اسکندر لو》 اجازه خواست و به مدل ارائه ایشان ایراد گرفت.