×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

خاطرات سایت

خاطرات شهدا

امروز : پنج شنبه, ۱۴ مهر , ۱۴۰۱  .::.   برابر با : Thursday, 6 October , 2022  .::.  خاطرات منتشر شده : 0 خاطره
فصل دوم – سکوت شکسته خاطرات حاج محمود پاک نژاد-کربلای ۴ قسمت سی و پنجم
۱۰ مهر ۱۴۰۰

نیروها توجیه بودند و می دانستند که ممکن است در همین فاصله، جسد شهید به دست نیروهای گشتی دشمن بیفتد.

سکوت شکسته -حاج محمود پاک نژاد-قسمت هفتم
۱۶ شهریور ۱۴۰۰

تمام طول روز، بارها مسیر رفت و برگشت جاده آبزیادی و سنگرهایی را که در لبه صخره ها قرار داشت در ذهنم مرور کردم. موضوع را با گروه کالک و معاونت اطلاعات در میان گذاشتم و نقشه روی کاغذ رسم شد. بارها مسیر را بررسی کردم؛ زمان برگشت ما کمتر از یک ساعت شد و این یعنی «امید»؛ زمان که نقش مهمی در کسب نتیجه دارد، کوتاه تر شده بود.

سکوت شکسته -خاطرات حاج محمود پاک نژاد-قسمت پنجم
۱۶ شهریور ۱۴۰۰

داشتم از سنگر فرماندهی خارج میشدم که ازم خواست نقشه منطقه را که در دست داشتم، باز کنم. دستورش را اجرا و نقشه را پهن کردم. او انگشتش را روی آبزیادی گذاشت و گفت:«قرارگاه معتقده کلید عملیات آزادسازی مهران اینجاست. توکل به خدا کنید و کار رو شروع کنید تا زودتر به نتیجه برسیم.»